آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

503

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

خواهان دوستى خاقان ترك ( سينجيبو ) بود و قرار برين شد ، كه خسرو دختر او را بزنى بگيرد و خاقان دختر خسرو را « 1 » ، اما خسرو يكى از كنيزان را بجاى دختر خويش از براى خاقان فرستاد « 2 » . دو پادشاه ملاقات كردند و بمناسبت دوستى خود ضيافتى بر پا نمودند ، اما خسرو بعضى از مردان خود را دستور داد ، كه شب‌هنگام به خيمه‌هاى تركان آتش درافكنند و چون خاقان شكايت كرد ، خسرو اظهار بىاطلاعى نمود . اين كار را شب ديگر تكرار كردند و نتيجه همان شد . در شب سوم خسرو بخيمهء خود آتش درافكند و بخاقان شكايت برد ، چنان كه گويى او را مسبب اين ميدانست و چون خاقان قسم ياد كرد ، كه از اين واقعه باخبر نيست ، خسرو طريقى به او پيشنهاد نمود ، تا از اين گونه حوادث جلوگيرى شود ، از اينقرار كه خاقان بخسرو اجازه دهد تا ديوارى بين اين دو مملكت برآورد . خاقان رضا داد و بكشور خود بازگشت ، پس بامر خسرو ديوارى بسيار استوار بنا كردند . چون خاقان ترك دريافت ، كه خسرو او را فريب داده و زوجه‌اش كنيزى بيش نيست ، ديگر قادر بكشيدن انتقام نبود « 3 » . حكايت ديگرى در كتاب التاج جاحظ « 4 » و كتاب المحاسن و المناوى منسوب بجاحظ « 5 » نقل شده است از اينقرار : خسرو ظن برد ، كه يكنفر از نديمان او با يكى از اهل حرمش رابطهء غير مشروع دارد ، لكن دلائلى براى اثبات آن نداشت .

--> ( 1 ) - اينكه خسرو دختر يكى از شاهزادگان ترك را بزنى اختيار كرده باشد ، مطابق تاريخ است . اين زن دختر ايستمى خاگان Istami Khagan برادر كوچك سنجبو مىباشد و او مادر هرمزد چهارم است ( ر ك شدر ، ايرانيكا ، ص 41 ) . ( 2 ) - اين از قصص سيار است و نظاير بسيار دارد ، بالاتر ص 316 ، يادداشت 1 را به‌بينيد ، در تاريخ پيروز . ( 3 ) - همين روايت نزد اين خرداذ به نيز ديده مىشود ( جغرافيون ، ج 6 ، ص 259 و بعد ، ترجمه ، ص 200 و بعد ) ؛ ولى در آنجا شاه خرزان جاى خاقان ترك را گرفته است . ( 4 ) - ص 62 و ما بعد . ( 5 ) - چاپ فان فلوتن ؛ ص 277 و بعد ، ترجمه رشر ، ج 2 ، ص 88 و ما بعد .